تاریخ

ایران در دوره پیش از تاریخ خود به سه دوره تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: ۱- پارینه‌سنگی (عصر حجر قدیم). ۲- فرا پارینه سنگی. ۳- نوسنگی (عصر حجر جدید).دوران پارینه سنگی ایران به سه دوره پارینه سنگی آغازین، میانی، پایانی و یک دوره کوتاه بنام فرا پارینه سنگی تقسیم می‌شود. فرهنگهای مرتبط با پارینه سنگی قدیم ایران شامل فرهنگ ساطور ابزار الدوان و فرهنک تبر دستی آشولی هستند. کهنترین شواهد این دوره که مربوط به فرهنگ الدوان است در اطراف رود خانه کشف رود در شرق مشهد یافت شده‌است. این شواهد شامل تعدادی ابزار سنگی ساخته شده از کوارتز است که شامل تراشه و ساطور ابزار هستند. طبق نظر کاشفین این مجموعه حداقل ۸۰۰ هزار سال قدمت دارد. از فرهنگ آشولی نیز مدارک بیشتری در شمال غرب و غرب کشور بدست آمده‌است. برخی از مکانهای مهم شامل گنج پر در رستم‌آباد گیلان، شیوه تو در نزدیکی مهاباد، پل باریک در هلیلان کرمانشاه هستند.از دوران پارینه سنگی میانی که فرهنگ ابزار سازی آن موستری گفته می‌شود، شواهد بیشتری در غارها و پناهگاهها یافت شده‌است که اغلب مربوط به زاگرس مرکزی هستند. این دوره از حدود ۲۰۰ تا ۱۵۰ هزار سال پیش شروع شده و تا حدود ۴۰ هزار سال پیش ادامه داشته‌است. انسان‌های نئاندرتال در این دوره در ایران می‌زیستند که بقایای اسکلت آنها در غار بیستون یافت شده‌است. مکانهای مهم این دوره غارهای بیستون، ورواسی، قبه و دو اشکفت در شمال کرمانشاه، قمری و گر ارجنه در اطراف خرم‌آباد، کیارام در نزدیکی گرگان، نیاسر و کفتار خون در نزدیکی کاشان، قلعه بزی در نزدیکی اصفهان و میرک در نزدیکی سمنان است.دوران پارینه سنگی جدید ایران از حدود ۴۰ هزار سال پیش آغاز و تا حدود ۱۸ هزار سال پیش ادامه یافته که مقارن با مهاجرت انسان هوشمند جدیدی به ایران است. آثار این دوره در اطراف کرمانشاه، خرم‌آباد، مرو دشت و کاشان یافت شده‌است. فرهنگ ابزار سازی این دوره تیغه و ریز تیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می‌شود.از دوره نوسنگی در ایران تپه‌های باستانی بسیاری باقی‌مانده‌است از جمله تل باکون ٍ جری ٍ موشکی و... در فارسٍ تپه شوش ٍ چغا بنوت ٍ چغا میش و... در خوزستان، گنج دره، سراب و آسیاب در کرمانشاه و در دیگر نقاط ایران.ساکنین ایران را قبل از رسیدن آریایی‌ها می‌توان زیر عنوان کلی کاسپین که دریای خزر بنام آنهاست جمع نمود، کاسپینها کشاورزی می‌کردند. این مردم نخستین کشاورزان جهان بوده‌اند و کشاورزی از سرزمین آنها به خاکهای رسوبی رودخانه‌های سند و سیحون و جیحون و دجله و فرات رسیده‌است. در دوران نوسنگی در برخی نواحی آسیای غربی (خاورمیانه)، انسان از مرحله جمع‌آوری و شکار به مرحله کشت و اهلی کردن برخی جانوران، انتقال یافت.قدیمی ترین آثار سکونت روستا نشینان اولیه در غرب زاگرس و شمال خوزستان یافت شده‌است. برخی از این روستاهای اولیه گنج دره، سراب و آسیاب در نزدیکی کرمانشاه، علی کش در دهلران، گوران در هلیلان و چغا بنوت در شمال خوزستان است. قدیمیترین مدارک اهلی شدن بز در مکان گنج دره در نزدیکی کرمانشاه کشف شده که حدود ۱۰ هزار سال قدمت دارد.بین هفت تا هشت هزار سال پیش مراکز روستانشین در چند نقطه از ایران، در منطقه تمدن جیرفت در تمدن تپه سیلک نزدیک کاشان و در اطراف مرودشت و در فاصله کمی از شوش، قدیمیترین شهر موجود دنیا، وجود داشته‌است. شوش یکی از قدیمیترین سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه‌است، با وجود اینکه نخستین آثار یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد هستند.در طول تاریخ، مهاجرت‌های انسانی و جابجایی انسان‌ها همواره به دلیل دستیابی به شرایط بهتر برای زندگی بوده‌است، در دوران باستان این شرایط بهتر عبارت از آب فراوان‌تر و خاک حاصلخیزتر برای کشاورزی بوده‌است. به عنوان نمونه‌ای از اینگونه مهاجرت‌ها می‌توان از دو کوچ بزرگ نام برد: نخست، کوچ هندیان آریایی از پیرامون کوهستان‌های هندوکش به سرزمین‌های پنجاب و پیرامون رود سند و دیگری، کوچ ایلامیان و سومریان، به سرزمین‌های باتلاقی تازه خشک شده خوزستان در ایران و میانرودان انجام شده‌است. از اینگونه مهاجرت‌ها تمدنهای بزرگ یا گروههائی از تمدنهای بزرگ برخاستند. ویل دورانت، این آثار تمدن را کهن‌ترین آثار تمدن بشر دانسته‌است.کهن‌ترین نشانه‌های تمدن انسانی، مربوطه به ۵۰۰۰ سال ق. م. است که در ایران تمدن شهر سوخته در سیستان، تمدن عیلام در خوزستان، تمدن جیرفت در کرمان، تمدن تپه‌حصارِ در دامغان، تمدن تپه سیلک (در کاشان)، تمدن اورارتو (در آذربایجان)، تپه گیان نهاوند، تمدن کاسیها (در لرستان امروز)، پیدا شده‌است. از روی یک قسمت از آثار تمدن تپه سیلک، که گمان می‌رود مربوط به هزاره چهارم پ. م. باشد، پیدا شده‌است که اهالی آنجا به بافندگی و کارکردن با فلزات و استعمال مهر و چرخ کوزه‌گری پی برده بودند.ایران نخستین سرزمینی است که در آن مردم به استخراج و استعمال فلزات پی برده‌اند. تعدادی از نخستین کوره‌های ذوب مس در تل ابلیس کرمان مربوط به هزاره پنجم ق. م. بدست آمد و اشیاء مسی شامل سنجاق و درفش، مهر و دستبند و حلقه انگشتر از آنها کشف گردید. قدیمی‌ترین فلزی که مورد استفاده انسان قرار گرفته مس بوده‌است. این فلز در ۴۵۰۰ ق. م. در آسیای غربی مورد استفاده بوده‌است.از اواسط دوران فلز، بجز مس، فلزات دیگری چون قلع، طلا، نقره در چرخه فناوری مردمان آن عصر پدیدار شدند و شاید به این دلیل است که این دوره را دوره فلز نام نهاده‌اند نه دوره مس. برنزهای مشهور به لرستان اهمیت ایران را به‌عنوان یک مرکز فلزکاری بطور روشن نشان می‌دهد. رویدادی مهم در هزاره سوم پ. م؛ که تأثیرگذار در زندگی ساکنان فلات ایران و خصوصاً دشت خوزستان است عبارت است از کشف فلز آلیاژی مفرغ. از مراکز مهم فرهنگهای عصر مفرغ ایران غرب ایران و حوزه زاگرس مرکزی (لرستان پیشکوه و پشتکوه) بوده‌است. مفرغ ساخته شده در کوهپایه‌های زاگرس به سومر و عیلام صادر می‌شده‌است.

سخن ناب

Live for ourselves not for showing that to others

براي خود زندگي كنيم نه براي نمايش دادن آن به ديگران.

درخواست

از دوستانی که ساکن منطقه گوران هستند خواهشمندم در مورد این منطقه مطالب خود را به این وبلاگ بفرستند تا به نمایش گذاشته شود.

ایران

در تصاویرحکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست،هیچکس سوار بر اسب نیست هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید، در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد.این ادب اصیلمان است:  نجابت،  قدرت،  احترام،  مهربانی،  خوشرویی، هم وطن ایرانی من ، ایرانی اصیل بمان

ایران

مهم است که به وجود کشورمان افتخار کنیم ؛ولی مهمتر از آن این است که :"کاری کنیم" کشورمان به وجودمان افتخار کند ...

ایران

فرار مغز ها نیست ؛ فرار کله هاست ...سری که هوای خدمت به وطن در آن نیست ،تنی که فقط آسایش خود را می پسندد ؛و بزرگی  در این خصوص چه زیبا گفته که :قلبی که برای ایران نمی تپد همان بهتر که  هرگز نتپد ...

اعدام صدام

صدام حسین در تاریخ ۹ دی ۱۳۸۵ (۳۰ دسامبر ۲۰۰۶) و در ساعت ۶:۰۷ به وقت محلی (۳:۰۷ UTC) به دار آویخته شد. مراسم اعدام وی در اردوگاه عدالت که منطقه‌ای محافظت‌شده در شمال بغداد است و زمانی توسط خود صدام برای شکنجه و اعدام شهروندان عراقی استفاده می‌شد اجرا شد.در هنگام اعدام او مقتدى صدر و محمد باقر صدر حضور داشتند و موفق الربيعى رييس سازمان امنيت دولت جديد، اجراى اعدام را به عهده داشت. آنها براى او آرزوى واصل شدن به جهنم كردند. صدام خونسرد و متبسم بود و شروع به خواندن اشهد كرد. بار دوم و قبل اتمام آن اهرم كشيده شد و او كه پاهايش نيز بسته بود شروع به تقلا كرد ولى زياد طول نكشيد. جنازه او با هليكوپتر به دفتر نورى مالكى منتقل شد.با وجود گفته‌های ضد و نقیض مسئولان عراقی در مورد جایگاه و شیوهٔ خاکسپاری صدام، سرانجام جنازه او را برای تدفین در روستای محل تولدش به نام العوجة در تکریت به سران عشیرهٔ بوناصر تحویل دادند. جسد صدام حسین نزدیک محل دفن پسرانش قصی و عدی به خاک سپرده شد.او در بازجویی‌های پیش از اعدامش دربارهٔ حملات شیمیایی به ایران و کردها گفت: «کشتار کردها و ایرانیان با سلاح‌های شیمیایی یک ضرورت بود که شخصاً دستور آن را صادر کردم.»در مارس ۲۰۱۵ مقبره او در جریان درگیری نیروهای دولت عراق در جنگ با داعش در تکریت تخریب شد.

زندگی شخصی صدام

صدام سه بار ازدواج کرد. ازدواج اول وی در سال ۱۹۶۳ با ساجده طلفاح دختر دایی بزرگش که یک معلم بود انجام شد. نتیجهٔ این ازدواج با دختر خیرالله طلفاح، دایی و قائم‌مقام صدام، دو پسر به نام‌های «عدی حسین» و «قصی حسین» و سه دختر به نام‌های «رنا»، «رغد» و «حلا» بود. ساجده در اواخر سال (اوایل سال ۱۹۹۷) به همراه رنا و رغد به گمان دست داشتن در ترور عدی در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۷۵ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۶) در خانه تحت نظر قرار گرفتند. این طور گفته می‌شود که ژنرال عدنان خیرالله طلفاح برادر ساجده و دوست ایام کودکی صدام، به دلیل رشد محبوبیت بین مردم کشته شد.صدام همچنین دو ازدواج دیگر نیز انجام داد: او سمیرا شاه‌بندر را در سال ۱۳۶۵ (۱۹۸۶) و پس از گرفتن طلاق اجباری از شوهرش به عقد خود درآورد. (گفته می‌شود که سمیرا همسر مورد علاقهٔ وی بوده‌است). همسر سوم وی ندال الحمدانی مدیرکل مرکز تحقیقات انرژی خورشیدی در شورای تحقیقات علمی عراق بود که مانند سمیرا مجبور به ترک شوهرش شده بود. ظاهراً هیچ مسئلهٔ سیاسی پشت دو ازدواج آخر وی وجود نداشته‌است. صدام از سمیرا دارای یک پسر به نام علی شد.در مردادماه سال ۱۳۷۴ (اوت ۱۹۹۵) رنا و همسرش حسین کامل المجید به همراه رغد و همسرش صدام کامل المجید با فرزندانشان به اردن فرار کردند. اما هنگامی که صدام قول داد در صورت بازگشت هیچ آسیبی به آنها نمی‌رساند به عراق بازگشتند. برادران المجید درست سه روز پس از بازگشت به عراق در فوریه ۱۹۹۶ کشته شدند.حلا، دختر دیگر صدام با جمال مصطفی رئیس دفتر امور طوایف عراق ازدواج کرد. او در آن زمان هیچ فعالیت سیاسی نداشت. پسرعموی دیگر صدام به نام علی حسن المجید که به علی شیمیایی (علی الکیماوی) مشهور است به جرم فرمان استفاده از گاز سمی در سال ۱۹۸۸ در تاریخ ۲۵ ژانویه ۲۰۱۰) به دار مجازات آویخته شد.عدی و قصی در ژوئیه ۲۰۰۳ طی عملیاتی توسط نیروهای آمریکایی کشته شدند.رنا و رغد در اوت ۲۰۰۳ به همراه تمامی نه فرزندشان به اردن پناهنده شدند. آنها در همین ماه با سی‌ان‌ان و شبکهٔ ماهواره‌ای العربیه مصاحبه کردند. هنگامی که مجری سی‌ان‌ان از رغد دربارهٔ پدرش پرسید او پاسخ داد: «او پدر خیلی خوبی بود. دوست داشتنی بود و قلب بزرگی داشت.» مجری از او خواست که اگر بخواهد می‌تواند پیغامی به پدرش بدهد. او نیز گفت: «دوستت دارم و دلم برایت تنگ شده.» خواهرش رنا نیز گفت: «او خیلی احساساتی بود و نسبت به همهٔ ما مهربان بود.»

در سال ۱۳۸۴ (۲۰۰۵) مجلهٔ Gentlemen's Quarterly با چهار تن از نگهبانان ملی آمریکا که از اهالی پنسیلوانیا بودند و مسئولیت نگهبانی از صدام را بر عهده داشتند مصاحبه‌ای انجام داد. آنها گفتند که صدام گهگاه با انگلیسی شکسته می‌گفت: «ریگان و من، خوب.... کلینتون، خوب. بوش پدر و پسر، بد.» صدام دربارهٔ اینکه چطور ریگان «هواپیما و بالگرد» به او فروخته و «کمک‌های نقدی برای جنگ با ایران» به او داده‌است با آنها سخن گفته بود. او همچنین به آنها گفته بود «آرزو دارم اوضاع به همان وضع دوران رونالد ریگان برگردد.»

جوانی صدام حسین

صدام حسین در سال ۱۹۳۷ در روستای العوجه تکریت در کشور عراق و در خانواده‌ای چوپان به دنیا آمد. مادرش او را صدام نام نهاد که در عربی به معنای فردی است که بسیار آسیب می‌رساند. با اینکه چه کسی پدرش است اختلاف نظر است اما به گفته مادرش او هیچ‌گاه پدر خود «عبدالمجید» که پنج ماه پیش از تولدش ناپدید شده و یا فوت کرده بود را ندید. کمی بعد برادر دوازده ساله‌اش بر اثر بیماری سرطان مرد و مادر صدام را در آخرین ماه‌های حاملگی در اندوه فرو برد. او تلاش کرد جنین خود را سقط کرده و خود را بکشد. پس از تولد صدام از نگهداریش سر باز زد. صدام تا سه سالگی در خانوادهٔ دایی‌اش، خیرالله طلفاح به سر برد. مادرش، صبحه طلفاح المسلط بار دیگر ازدواج کرد و صدام دارای سه برادر ناتنی شد. پس از بازگشت صدام نزد مادر، ناپدریش رفتار خشنی با او داشت. او مرد شیادی بود و صدام را مجبور به دزدی مرغ و گوسفند می‌کرد.در ده سالگی از تکریت فرار کرده و به بغداد رفت تا با عمویش که یک سنی متعصب بود زندگی کند. بستگان تکریتی ویکه اکثر چوپان بودند، بعدها تأثیرگذارترین و پرنفوذترین مشاوران و حامیان او شدند. بنابر اظهارات خود صدام، او چیزهای زیادی از عمویش یاد گرفت، به ویژه اینکه هیچ‌گاه به دشمنانش پشت نکند حتی اگر تعداد و امکانات آنها بسیار بیشتر از امکانات او باشد. او با راهنمایی عمویش به یک دبیرستان ملی‌گرا رفت. در سال ۱۳۳۶ (۱۹۵۷) و در سن ۲۰ سالگی به حزب انقلابی و پان‌عربی بعث که عمویش هم از طرفداران آن بود پیوست.وی در نوجوانی عاشق پرنده‌ها بود. احساسات انقلابی از بارزترین شاخصه‌های آن دوره در عراق و تمام خاورمیانه بود. طبقهٔ مستبد عراق (شامل سلطنت‌طلبان محافظه‌کار، خانواده‌های مشهور و بازرگانان) در حال فروپاشی بود. به علاوه، ملی‌گرایی پان‌عربی و مردمی جمال عبدالناصر در مصر، تأثیر ژرفی بر این بعثی جوان (حتی تا پایان عمر) گذاشت. ظهور ناصر پیش درآمد موج انقلاب‌هایی بود که در دهه‌های پنجاه و شصت میلادی در خاورمیانه رخ دادند و باعث سقوط نظام‌های سلطنتی کشورهای عراق، مصر و لیبی شدند. ناصر با انگلیس و فرانسه در افتاد، کانال سوئز را ملی اعلام کرد و تلاش کرد مصر را مدرنیزه و دنیای عرب را از نظر سیاسی با هم متحد سازد.

ایزدیان

ایزدی هم‌چنین معروف به یزیدی نام دینی پر رمز و راز است با حدود نیم میلیون پیرو که بیشتر در حوالی کوهستان سنجار مستقر هستند. به پیروان آیین ایزدی، «ایزدیان» گفته می‌شود.گرویدن به دین ایزدی ممکن نیست و تنها می‌شود ایزدی متولد شد. ایزدی‌ها یکتاپرست هستند اما به خاطر باورهای غیرمعمول‌شان، به آن‌ها انگ نادرست «شیطان‌پرستی» می‌زنند. ایزدیان به وجود شیطان اعتقاد ندارند.مقدس‌ترین معبد ایزدی‌ها در لالش در شمال موصل واقع شده‌است. گورهای آن‌ها به سمت شرق، در جهت طلوع آفتاب ساخته می‌شوند. نام خدای آن‌ها (بالاترین مرتبه ربانی) «یزدان» است و طاوس فرشته، بر باور آن‌ها «قیم اراده الهی است». تصاویر «ملک طاووس» همه‌جا در معابد، زیارتگاه‌ها و گورهای ایزدی‌ها وجود دارد.

کرد ایرانی

من از اینکه یک کرد زبان ایرانی هستم بسار خوشحالم . و ایران از جانم بیشتر دوست دارم و حاضرم جانم را در راه دفاع از ایران بدهم و از حق و حقوقی که در ایران دارم بسار راضی هستم. و برای سربلندی ایرانم دعا می کنم.

مناطق کردنشین

مناطق کردنشین یا سرزمین کردستان مجموعهٔ از مناطق کردزبان در ایران، ترکیه، عراق و سوریه است. مردم کرد ایران در سراسر این کشور پراکنده هستند.مناطق کردزبان در ایران در استان‌های آذربایجان غربی، ایلام، کردستان، کرمانشاه، خراسان شمالی بوده و همچنین در مناطقی از استان‌های گیلان، قم، قزوین، فارس و مازندران و بلوچستان و همدان نیز جمعیت‌های پراکنده کرد زندگی می‌کنند. در جمهوری آذربایجان، ارمنستان و در کردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه نیز کردها زندگی می‌کنند.تمام سرزمین کردنشین از زمان امپراتوری ماد تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از سرزمین کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی گردید. امپراتوری عثمانی سال‌ها بر بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، فرمان راند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمین‌های عربی، آسیای کوچک و بالکان تدریجاً تقسیم و یا مستقل گردیدند. بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد.

جغرافیا کردستان

این سرزمین بخش‌های گسترده‌ای از غرب و شمال غربی ایران، شرق و جنوب شرقی ترکیه، شمال و شمال شرقی عراق، و نیز شمال شرقی سوریه را شامل می‌شود که عمدتاً کوهستان‌های مرتفع با کوه‌های سر به فلک کشیده می‌باشد. مساحت منطقه به طور تقریبی به وسعت ۱۹۰۰۰۰ کیلومتر مربع می‌باشد. جمعیت کردها تقریبا ۴۵ میلیون تن برآورد شده‌است که ۵ تا ۷ میلیون تن از آنها در ایران زندگی می‌کنند. بیشتر کردهای ایران در استان‌های آذربایجان غربی، ایلام، کردستان، کرمانشاه و خراسان شمالی به سر می‌برند.مناطق کردنشین عمدتاً کوهستانی است که از شرق به وسیله دامنه‌های شرقی کوه‌های زاگرس و دریاچه ارومیه منتهی می‌شود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می‌یابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن کرمانشاه و کرکوک به موصل ختم می‌شود. از شمال به طرف ماردین، ویران‌شهر و اورفه امتداد یافته، آن گاه از شمال به طرف ملطیه و حوزه رود فرات می‌رود تا به کمالیه می‌رسد. در قسمت‌های شمالی کردستان محدود به کوهستانهای مرگان داغ و هارال داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد یافته و تا کوههای آرارات پیشرفته که مرز طبیعی بین ترک‌ها در شمال و کردها در جنوب به شمار می‌رود. البته بسیارند کردهایی که در خارج از این محدوده بیان شده زندگی می‌کنند اما در آن مناطق در اقلیت هستند. محدودهٔ جغرافیایی این مناطق مورد مناقشه‌است.مناطق کردنشین اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره‌های وسیع و حاصلخیزی نیز می‌باشد. کوههای این منطقه در زمستان‌ها پوشیده از برف است و در تابستان‌ها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می‌شود. چراگاه‌های آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسب‌های مادی بوده‌اند امروزه نیز برای چرای رمه‌های ایل‌های کرد ایران از اهمیت به سزایی برخوردارند.

کردستان ایران

مردم کرد در سراسر ایران پخش هستند. بخش‌های کردنشین ایران از شمال استان آذربایجان غربی شروع می‌شود و با در بر گرفتن نیمه غربی و جنوبی این استان، دیگر استان‌های غرب ایران یعنی استان کردستان، کرمانشاه، ایلام بوده و خراسان شمالی و همچنین در مناطقی از استان‌های گیلان یعنی لوشان و چمخاله و لنگرود و استان‌های همدان ، قزوین، فارس و مازندران نیز جمعیتهای پراکنده کرد زندگی می‌کنند.را شامل می‌شود.کردها به دیگر نقاط ایران نیز مهاجرت کرده‌اند کردهای خراسان و بلوچستان از این قبیل می‌باشند. کردهای خراسان را شاه عباس به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند. در قسمت‌هایی از استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که مردم در آن مناطق به زبان کرمانجی صحبت می‌کنند که از این میان می‌توان به مناطق: قوچان، شیروان، بجنورد، اسفراین، درگز، چناران و باجگیران اشاره نمود. در زمان شاه اسماعیل از منطقه جنوب دریاچه ارومیه به این نواحی برای محافظت از قلمرو شاه اسماعیل کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه اسماعیل آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند. کردهای بلوچستان نیز درزمان صفویه به این منطقه کوچ کردند که بیشتر در شهرهای خاش، زاهدان، ایرانشهر، میرجاوه و زابل پراکنده‌اند محل اسکان اولیه این کردها دامنه‌های کوه آتشفشانی تفتان بوده و هم اکنون نیز اکثر ساکنان اطراف این کوه از کردهای بلوچستانی هستند.از شهرهای مهم کردنشین ایران که مرکز استان هستند می‌توان کرمانشاه، سنندج و ایلام را نام برد.

کردستان ترکیه

کردستان ترکیه شامل بخش‌های وسیعی از شرق و جنوب شرقی این کشور در مجاورت با کشورهای ایران، ارمنستان، عراق و سوریه می‌شود که مجموعا ۲۱ استان را در بر می‌گیرد؛ از جمله استان‌های:آدیامان، آغری، باتمان، بینگول، بتلیس، دیاربکر، الازیغ، ارزنجان، قازیانتپ، گوموش‌خانه، حکاری، قارص، ملطیه، ماردین، شانلی‌اورفه، صرت، شیرناق، تونجلی، وان و... در سراسر آناتولی مرکزی نیز مناطق پراکنده کردنشین وجود دارد. ضمنا بسیاری از نام‌ها با سیاست ترک سازی دولت ترکیه تغییر داده شده‌اند. برای نمونه هزارگل به ترجمه ترکی آن بین گول تبدیل شده و درسیم به دلیل مقاومت شدید آن در برابر ترک سازی به کلی تغییر نام داده شده‌است و به تونجلی تبدیل شده‌است. این اولین مکان در دنیاست که در آن در قرن بیستم بمباران شیمیایی برعلیه غیرنظامیان به کار برده شده‌است.

کردستان سوریه

کردستان سوریه بخش کردنشین در شمال خاوری و شمال سوریه می‌باشد که بخشی از استان‌های حسکه، رقه و حلب را در بر می‌گیرد.

کردستان عراق

کردستان عراق شامل استان‌های اربیل، سلیمانیه، دهوک می‌باشد، کردها در سایر شهرهای عراق نظیر کرکوک, خانقین و قسمتهای شمالی استان موصل سکونت می‌کنند.

کشور مرفه

 کشور مرفه، کشوری است که در آن تامین و بهبود رفاه عمومی وظیفه قانونی نهادهای اجرایی است. در این حالت نظام اقتصادی دولت به همه کسانی که به هر دلیل نتوانند هزینه های خود را تامین کنند یاری رسانی می کند. این کار از طریق پرداخت مستمری (حداقل درآمد) و یا کمک های نقدی دیگر انجام می شود. در ادامه به ۵ کشور مرفه جهان اشاره می کنیم که از هر لحاظ در صدر لیست قرار دارند!

نروژ - دائمارک - سوئد - استرالیا -  نیوزلند یا زلاند نو

اساس دین زرتشت چیست؟

"هومت و هوخت و هوورشت" یعنی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک از خصوصیات دین زرتشت است.

نظر زرتشت درباره زندگی دنیوی چیست؟

زرتشت به زندگی دنیوی بی اعتنا نیست. در قطعه 11 یسنا 34 می گوید:"آری ای مزدا از پاداش گرانبهای تو در همین جهان کسی بهره مند شود که در کار و کوشش است و چهارپایان و ستوران را می پروراند". زرتشت عقیده دارد که نباید تسلیم عفریت خشکی شد. باید فرشته زمین را یاری کرد. کوشش دایمی برزیگران (کشاورزان) سبب پیروزی فرشته زمین می شود. زرتشت به آبادکردن زمین و کشت و زرع اهمیت زیادی می دهد و از بیابان نوردی و چادرنشینی روگردان است. او می خواهد که مردم به زراعت بپردازند و گاو و گوسفند بپرورانند. چراکه تمدن با زندگی ایلی و صحراگردی نمی سازد.براساس تعالیم زرتشت پاداش ایزدی چه در این جهان و چه در سرای مینوی تنها در مقابل تسبیح و ستایش و نماز داده نمی شود. بلکه باید کار هم کرد. کاری که برای خود و دیگران آبادی به همراه بیاورد. همچنین نمازگزاردن و در زندگانی کار و کوشش کردن هم کافی نیست. بلکه اندیشه هم باید پاک باشد و هیچ وقت خیال زشت از مغز آدم نگذرد. در واقع اندیشه نیک سرچشمه همه خوبی های دنیا است.