زندگی نامه پوران درخشنده

پوران درخشنده (۱۳۳۰، کرمانشاه)، کارگردان ایرانی است. وی فارغ‌التحصیل سینما با گرایش کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما و دارای لوح افتخار درجه یک هنری معادل دکتری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران است.فیلمساز، تهیه کننده، محقق و نویسنده فعال ایران زمین در ۷ فروردین ماه سال ۱۳۳۰ در شهر کرمانشاه به دنیا آمد، او تحصیل تکمیلی خود را در مدرسه عالی تلویزیون و سینما گذراند و در سال ۱۳۵۴ در سازمان صدا و سیما شروع بکار کرد و در همان زمان فیلم طاعون که درباره طاعون در کردستان به سال ۱۳۲۸ است را تهیه کرد. سال بعد نیز ۱۳۵۵ درباره چهارشنبه سوری و نیز فیلمی درباره مراسم سنتی نواحی مختلف ایران موسیقی نواحی ایران را سال ۱۳۵۶ تولید کرد. موج، جانماز، سجاده، تحقیقی درباره زنان، اشتغال و صنایع دستی در کردستان در سال ۱۳۵۷ فیلم‌های مستند «چشمه‌های آب معدنی راه هراز»، به تصویر کشید و همان سال مستندهای سه گانه صنایع دستی را در کردستان تولید کرد.«موج، سجاده، جانماز»، «نازک کاری»، «گلیم». الیاف طبیعی و مصنوعی (۴ قسمت) مستندی تحقیقی درباره نخ، ابریشم و پشم و الیاف مصنوعی را ساخت.سال ۵۹-۱۳۵۸ با ساخت فیلم مستند «چرخها می‌چرخند» را تولید نمود که نگاهی به مسایل رکود اقتصادی و تعطیلی کارخانه‌ها بخصوص ایران ناسیونال (ایران خودرو فعلی) را به تصویر کشاند. «شوکران» ۱۷ قسمت که از سال ۱۳۶۹ تا ۷۱ طول کشید مستندی است درباره پدیده اعتیاد در زنان، مردان و کودکان در ایران و مسأله قاچاق مواد مخدر و راههای پیشگیری آن که ۳ قسمت از آن بیشتر پخش نشد.پوران درخشنده عضو انجمن‌های فیلمسازان زن آمریکا (WIF)، کارگردانان مستقل آمریکا (IFP)و مرکز بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان یونسکو (CIFEJ) نیز هست.

گزیده تاریخ گورانها

 معرفی هویت کردان گوران بعنوان قومی فرهنگ­ساز که دارای زبان و دین و فرهنگ منحصر به خود بود ، در طی گذر تاریخ با وجود تمامی تهاجمات لشکری و فرهنگی از جهات مختلف از آن پاسداری نموده­اند و به تکامل و پویایی رسانیده­اند در خور توجه می­­باشد . محققان و مورخان زیادی در این باره نوشته­اند ولی هنوز نا­گفته­های زیادی وجود­دارد . کهنترین آثار به زبان گورانی هشت سطر از سده هفتم میلادی است که توسط گوران شناس معروف آکوپوف ارمنی در سال 1967 منتشر شده است (کردان گوران) و مشابه آن را مرثیه هورموزگان میباشد که نوشته­ای کوتاه و توصیف­کننده وضعیت گوران در عهد سقوط ساسانیان است. زبان شناسان آن را وارث زبان مادی می­دانند اما نگارنده از مقایسه این زبان با سنگ­نبشته­های تخت جمشید از شباهت بسیار زیاد آن متعجب گشته که خود احتیاج به برسی دقیق دارد و از حوصله بحث ما خارج است. در اواخر امپراتوری ساسانیان عشایر گوران تحت فرمان رهبری بنام « گواتانزا» حکومتی بزرگ تشکیل می دهند پایتخت آن کرماشان و آتروپاتکان ( آذربایجان و کردستان امروزی یا مادکوچک) قلمرو آن بوده­است . دو عبارت بالا تطابق و همخوانی بسیار نزدیکی دارند نکته روشنتر آن که بسیاری از ایلات امروزی گوران ، قهرمانان حماسی روزگار ساسانیان را قافله سالاران خود می­دانند ، بهرام گور قافله سالار گورانها، فرهاد قافله سالار کلهرها می باشد . منیورسکی ( کرد­شناس روسی ) قدمت نام گوران را به دو هزار سال پیش می­رساند و حتی یادآور می شود که مردمی یکسره بومی هستند که در بخش غربی سرزمین مادها و یکی از وارثان بدون میانجی آنان می باشند ( کردان گوران ). ابن فلاح صاحب تاریخ مسعودی زیستگاه گورانها را سرتاسر بخش­های جنوبی کردستان از شهرزور تا همدان می­داند و هنوز خط سیر ایلهای ترکاشوند و جمهور از قشلاق ( قصر شیرین ، گیلانغرب ) به ییلاق (همدان و اسد آباد ) همانند کورسویی بر تارک تاریخ و اثبات این ادعا باقی مانده است . امیر شرف خان بتلیسی ، بیگزاده کرد که در اواسط قرن شانزدهم میلادی کتاب معروف شرفنامه را به زبان فارسی و در دربار شاهان صفوی (شاه اسماعیل دوم) نوشته است گورانها را یکی از چهار عشیرت اصلی کردان ایران ( گورانها ، کرمانجها ، کلهرها و لرها ) می داند و همچنین از گورانها بعنوان یک ایل مشخص نیز نام برده است. بنابراین عبارات بالا یک دید کلی از موقعیت تاریخی و جغرافیایی کردان گوران ارایه میدهد و اما پیکاوی نام گوران بسیار متنوع است و نگارنده معتقد است که کلید معما را باید از زمانی جستجو کرد که گواتانزا حکومت مقتدری تشکیل داده است که همزمان با اواخر حکومت ساسانیان است. اصل و تبار شاهان ساسانی از موبدان می باشد بعبارتی اینان از مادهای زرتشتی هستند.کردان و خصوصاً گورانها در امپراتوری ساسانیان سهیم بوده اند . و نکته آخر آنکه یزد گرد سوم بعد از تخلیه تیسفون به مدت 4 سال در قلعه بان زرده مقاومت می­کند که زیستگاه امروزی گورانها می باشد و مرثیه هورموزگان که با وزن ده هجایی و زبان گورانی در آن زمان سروده شده است بیانگر این ارتباط می­باشد بعد از شکست ساسانیان به علت وجود پیشینه نیرومند فرهنگی ( خاستگاه زرتشت و مزدک) و بر خلاف شام و مصر که زبان به عربی و مذهب به اسلام تغییر یافت در ایران زبان مادری حفظ شد و بعد از چند سده شکل ایرانی شده­ی اسلام (شیعه) رواج یافت . اما در گوران آخرین باز مانده موبدان زرتشتی در اورامان ( گوران) پیرشالیار اورامی می باشد که در قرن دوم هجری زندگی کرده و دیوانی بنام او موجود است که بیانگر بودن زرتشت در منطقه بعد از ساسانیان می باشد و همچنین شیخ عبدالقادر گیلانی معروف به حضرت خوض و بانی سلسله صوفیه قادریه که زادگاهش گیلانغرب و مقبره او در بغداد می باشد کیش و مذهب گوران را با مذاهب اسماعیلیه یکی دانسته که تنها کردان وحشی و بازماندگان زرتشتیان به این دین گرویده اند که این جمله بیانگر پیوستگی تاریخی و فرهنگی و دینی گورانها به زرتشتیان و آتش پرستان می باشد .وهمچنین از گوران در هیچ کدام از تقسیمات حکومتی ایران باستان نامی نیامده است و ممکن است اولین مدرک در این رابطه شاهنامه ­فردوسی است که ناحیه­ای تخیلی و منطبق بر منطقه کنونی را نشان میدهد . بنابراین بسیار معقول است که ریشه گوران از کلمه ی (گُر) به معنی آتش گرفته شده باشد و گوران را در نگاه بنیادین آتش پرستان بنامیم . هرچند معانی دیگر بیانگر ویزهگی­های موجود گوران ازجمله کشاورز بودن وکوهستانی­بودن آن است اما حساسیت مذهبی ان دوران ( دوران خلفای بغداد ) و وجود کلمه گبر( قلعه گبری ، قبر گبری ) درگوران کنونی این دیدگاه را تقویت می­کند. بنابراین گوران در نگاه کلی به باشندگان جنوب کردستان از مریوان تا لرستان امروز را شامل می شود که به زبان گورانی تکلم می کنند و در نگاه باریکتر به ایل گوران محدود می شود . رشد و بالندگی ادبیات گوران جای بحث زیادی دارد که امروزه در بسیاری از نقاط کردستان ترانه سرودن را گورانی خواندن گویند . هشت سطر از سده هفتم میلادی و مرثیه هورموزگان از قدیمترین آثاری است که به زبان گورانی نوشته است که حتی از زبان کرمانجی نیز کهنتر است . داستان کهن کردی بیژن و منیژه ، شیرین و فرهاد ، نادر نامه، کتاب مقدس سرانجام همه به زبان گورانی است شاعران بنام از جمله بابا طاهر عریان ، ملا پریشان ، جمارزی ، شیخ امیر ، سید یعقوب ماهیدشتی و خان الماس همه به زبان گورانی سروده اند . ادبیات گوران چنان رسا و دلنشین است که امروزه در میان کردان شعر و ترانه خواندن را گورانی گفتن می نامند . گورانی از نظر محتوا و همخوانی موسیقی و اجرا و از نظر محبوبتیش در میان مردم بسیار بی­نظیر است.

روستای کامران علیا

روستای کامران علیا در فاصله تقریبی هفتاد و پنج کیلومتری غرب استان کرمانشاه قرار دارد .که در غرب این روستا به کشور عراق و در جنوب به کوههای دالاهو و در شمال به کوههای بنی گز ختم می شود و از شرق به استان کرمانشاه ختم میگردد. این روستا دارای امکانات دبیرستان -درمانگاه - آزمایشگاه و نانوایی می باشد. 

سخن ناب

می شود باز با همین دل خوشی های ساده زندگی ها، کرد.

کوههای دالاهو

کوههای دالاهو

دالاهو واژه‌ای با ریشه کردی می‌باشد که به از ترکیب «دال» و «آهو» تشکیل شده است. دال به معنای عقاب و آهو نیز با زبان پارسی ریشه مشترک دارد، همچنین به تعابیر دیگر دالاهو به معنای لانه عقاب نیز آمده است. دالاهو منطقه‌‌ای جنگلی-کوهستانی (از نوع جنگل‌های زاگرسی) می‌باشد که در نزدیکی شهرستان کرند غرب (استان کرمانشاه) واقع شده است.رشته کوه دالاهو در غرب ایران و دراستان کرمانشاه مابین شهرستان‌های دالاهو، اسلام آباد، سرپل ذهاب و اورامانات و جوانرود قرارگرفته است.ازکوه‌های بلند این رشته کوه میتوان به کوه نسار با۲۲۲۳ متر ارتفاع در کرندغرب، کوه شوا با ۲۳۰۰ متر ارتفاع در کرندغرب، کوه قلعه قاضی در منطقه گهواره با۲۲۰۰ متر ارتفاع وکوه نوا (کوه نور) به ارتفاع ۲۴۵۰ متر در کرند غرب و کوه دالاهو با حدود ۲۸۰۰ متر ارتفاع در حدفاصل کرند ومنطقه جوانرود اشاره کرد.آب وهوای این رشته کوه در زمستانها سرد وپربرف است وگاهی ارتفاع برف در دالاهو به بیش از ۶ متر میرسد، میزان بارندگی دراین رشته کوه بین ۶۰۰ تا۹۰۰ میلی متر درنوسان است و همین بارندگی خوب سبب ایجاد رودخانه دایمی وپرآب الوند و تعدادی از سرشاخه‌های رودخانه‌های زمکان وسیروان در منطقه پاوه است.منطقه دالاهو با داشتن مناطق گردشگری و تفریحی چون سراب کرند، سراب شالان یا ریجاب و در زبان محلی ریژاو و سرابهای دیگری ازجمله سراب قلعه زنجیر و سراب رشمینه، وجود آبشار زیبای ژالگه در کنار جنگلهای زیبا و بکر بلوط و آثار تاریخی و فرهنگی مهمی چون مجموعه قلعه یزد گرد، مقبره ابودجانه و مسجد عبدالله ابن عمر لقب نگین غرب کشور را به درستی ازآن خود کرده است.در این منطقه زیبا وجود روستاهای شالان، با آب و هوایی دلپذیر در فصل بهار و و جود رودخانه الوند در داخل روستا در کنار سایر روستاهای این منطقه ازجمله روستای حریر و سرخه دیزه پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به منطق گردشگری دارند و ایجاد امکانات مناسب و درخور در کنار اطلاع رسانی درست به این امر کمک شایانی می‌کند.